کارگاه آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران روز پنجشنبه
جمعه 22 آذر 1398 ساعت 23:17 | نوشته ‌شده به دست امیر نجاتی | ( نظرات )
" به نام قدرت مطلق الله " 

دوازدهمین جلسه از دوره شصتم از سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 " نمایندگی حکیم هیدجی " با دستور جلسه" بنیان کنگره 60 " با استادی آقای رضا و نگهبانی آقای فردین و دبیری آقای علی در روز پنجشنبه مورخه 98/09/21 راس ساعت 17 :00 آغاز به کار نمود ، و در ادامه سومین سال رهایی مسافر مهدی با راهنمایی آقای رضا بهرامی را جشن گرفتیم .


خلاصه سخنان استاد :
 شاکر و سپاسگزار خداوند متعال هستم که باز این اذن واجازه را به من داد در این جایگاه حاضرباشم،خدمتگذارباشم.ان شاا...که مسمر ثمر واقع بشود . و اما در رابطه با هفته ی گلریزان ،چون هفته آینده یکشنبه ای که پیش رو داریم گلریزان را داریم بخاطرهمین دستور جلسه از بنیان به گلریزان تغییر پیداکرده.قابل توجه عزیزان تازه وارد من  عرض میکنم، قدیمی ها تقریبا آگاهی دارند نسبت به دستورجلسه خدمت عزیزانی که تازه تشریف آوردند به کنگره من مقداری در رابطه بااین موضوع صحبت میکنم که اصلابحث گلریزان چه ارتباطی به درمان اعتیاد دارد و چرا کشیده شده به کنگره60! آقای مهندس میفرمایند قدیم ها توی زورخونه ها به قول معروف اصطلاح گلریزان از زورخونه هابیرون آمده، قدیمی ها و آنهایی که پهلوان بودند و دربین مردم از اجر و قربی برخورداربودند و حرفشان خریدارداشت دربین مردم میامدند و  شناسایی میکردند دربین مردم حالابه دلایلی یامشکلات مالی داشتند یا بخاطر به قول معروف قتل غیرعمدی شده بود یابخاطر تصادف یامهریه واینجور چیزها به زندان افتاده بودند را شناسایی میکردند و از اهل محل و کسبه پول جمع آوری میکردند با جمع آوری این پول میرفتند  یک نفر  یا دونفر یاچندنفرو از زندان آزادمیکردند . و موقعی که فرد مرد نظر را آزاد میکردند به محل مربوطه می بردند و یک  دسته گلی هم به گردن آن فرد می انداختند که به این اصطلاح گلریزان میگفتند . آقای مهندس الگو برداری کرد و آورد به کنگره 60 حالا این چه ارتباطی به درمان اعتیاد و بحث مادارد؟
من فکر میکردم به این موضوع رسیدمولی پولهایی که جمع میشد یک سری زندانی هارو آزاد میکردند دقیقا ما همین کار را در کنگره60 انجام میدهیم و ماهم داریم زندانی آزاد میکنیم.ولی  فرقش این است که آنهایی که بدهی مالی داشتند به هرحال بعدازمدتی در زندان به رویشان بازمیشد حالا یک سال زودتر یادیرتربه هرحال بیرون میامدند، ولی اشخاصی که بخاطر مصرف مواد مخدر درگیر اعتیاد شده بودند و اعتیاد زندانی که برایشان ساخته شده بود من ندیدم سیستمی پیدابشود ،شخصی پیدابشود که کلید این زندان را داشته باشد و بتواند این درب را باز کند و مصرف کننده را ازاین زندان بتوانند  بیرون بیاورند . تااینکه 20سال پیش بنیان کنگره جناب آقای مهندس روشی را کشف کردند به لطف خداوند کلید این زندان را به دست آوردند،خیلی خیلی ارزشمندبود.تفاوتش در این بود ماهم داریم زندانی آزادمیکنیم باپول هایی که من و شماها روی هم میگذاریم . آقای مهندس میفرمایند برای آزاد سازی یک زندانی،یه شخصی که وارد زندان اعتیاد شده مابه 3 تاچیز نیاز داریم 1-نیروی متخصص که میشود راهنماهایه کنگره60  2-علم و آگاهی که راهنما باداشتن آن علم و آگاهی بتواند فرد را از زندان اعتیاد نجات دهد 3-یک مکانی باید باشد که  راهنما باداشتن آن علم بتواند آنجا  علمش را به مصرف کننده انتقال بدهد و کمک کند آن شخص از زندان اعتیاد بیرون
بیاید.



 الان فرض کنید این سالن نبود! این صندلی و سیستم نبود خب من راهنما یا سیستم کنگره60چطورمیتوانستیم به مصرف کننده  سرویس بدهیم!؟ قطعا نمیشد پس برای این کار ،ما نیازمند این هستیم که توان مالی مان را بالا ببریم ،جایی را فراهم کنیم که مصرف کننده ها آنجا بشینند و علم کنگره60 را به آنها انتقال بدهیم .تک تک کسانی که کمک مالی میکنند  ،من و شما هرمقداری که هست.گلریزان برای اینه که لپ مطلب اینجاست که پولهایی که من و شماها میگذاریم روی هم دیگه انباشته میشود و در یه نقطه ای از کشورما ن مثل سیستان بلوچستان که افراد در اثر مصرف مواد مخدر داخل لوله هامیخوابند داخل چادر و جاهایی که به هرحال دیدید در برنامه شوک و تلویزیونی ، بین موشها  و خیلی جک و جانورها زندگی میکنند . قتل هایی که میشود جنایت هایی که میشود چه بلاها و چه جنایت هایی دراثراین اعتیاد نشده!پول های من و شما جمع میشود یه شعبه ای آنجا احداث میشود که افرادی آنجا به درمان برسند .من نمیدانم ثوابش تا کجاست واقعا نمیدانم...حسابش را بکنید دیگر  تمام شدنی نیست .
اگر یک شعبه کنگره تاسیس بشود دیگر خراب نمیشود ،چون کنگره 60 در راه مستقیم است پیشرو ندارد و چون پیشرو آن الله است.! مهندس یک ابزار است و پیشرونده ی آن خداوند هست . ان شاا...که هرکدام به اندازه سهم خود در این جشن گلریزان شرکت کنیم و بی تفاوت نباشیم.ان شاا...که بتوانیم دراین جشن با تمام توان شرکت کنیم و گلریزان کنیم و کمک های من و شما بتواند افرادی را از زندان اعتیاد خلاص کند .
تولد آقا مهدی هست .آقا مهدی لطفا بلند شید تا بچه ها شمارو ببینند .خب مهدی عزیز سومین سال رهاییش هست من در راس تبریک میگم به خودش به خانواده محترمش به همه شما عزیزان به بچه هایه شلوغ کارش.ان شاا...که خداوند یارو یاورشان باشد و موفق و موید باشند .مهدی عزیز 3سال پیش آمد کنگره و وقتی من او را دیدم گفتم، مهدی آمد با تخریب فراوان شیشه  .هروئین و شیشه و تریاک و ...قاطی هم کرده بود و با توهم وحشتناک شیشه آمد تو کنگره به گفته خودش روزانه 500هزارتومان شیشه مصرف میکرد و هروئین و قرص و...داخل کنگره که شد با توهم کامل شروع کرد یک کلمه از تبریز و یک کلمه از شیراز و همینجوری حرف زد یک ساعت حرف زد و..من باخودم گفتم خدایا ...ببخشیدا...خدابه داد آن راهنمایی برسد که مهدی میخواهد به لژیون آو برود !من دیدم 3جلسه اش گذشت و مهدی  میاد به طرف من!  وا مصیبتا و آ جلو گفت آقامن میخواهم شمارا به عنوان راهنما انتخاب کنم و گفتم بفرما بشین ولی برخلاف تصوری که داشتم مهدی اصلا یک سفری رو شروع کرد که واقعا شاهکار کرد اصلا سفرمهدی یک چیز دیگه بود .حتی یک جلسه نشد مهدی غیبت کند یک جلسه نشد دیر بیاید .گفتم سی دی بنویس گفت چشم گفتم بخوان گفت چشم گفتم مشارکت کن گفت چشم همه کارهایش سروقت و منظم و مرتب بود و سفر کرد و فکرکنم سر10ماه هم به درمان رسید واقعا من در درمان مهدی قسم میخورم .آقای مهندس یک جا میگویند که اگه دنیا به هم بریزد اگه دنیا مصرف کننده شود من قسم میخورم که آقای خدامی دیگر مصرف نمیکنند  من هم در  درمان مهدی همینجور قسم میخورم .به هرحال خیلی سفرش عالی بود ولی خب در سفر دوم یک خورده حالا بخاطر شرایط کاری که داشتند که البته توجیهشون موجه بود و نتوانستن بیایند ولی این توانایی و پتانسیل رو در مهدی عزیز میدیدم که اگر بیاید حتما کمک راهنما میشود . ان شاا...خدا توفیق بدهد و سال آینده بتوانند کمک راهنما بشوند و دست افتاده ای رو بگیرند .ازاینکه به حرفای من توجه کردید از همه شما ممنونم.




تولد سومین سال رهایی مسافر مهدی از لژیون دوم
 با راهنمایی ، راهنمای محترم آقای رضا بهرامی 


اعلام سفر مسافر مهدی : 
تخریب هشت سال آنتی ایکس مصرفی شیشه شیره تریاک به روش DST با شربت شفا بخش او تی درمان شدم 10 ماه سفر کردم ورزش در کنگره فوتبال با راهنمایی خوبم آقا رضا از لژیون دوم رهایی سه سال 


پیام تولد مسافر مهدی 





مشارکت مسافر مهدی : 

 خانه آباد شدم خانه ات آباد حسین.سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر.
سپاسگزارم از عزیزانی که درشادی ماهم شریک شدند.این شادی رومدیون شماهستم اگرمن اینجاتنهابودم این شادی به هیچ درد من نمیخورد و ازشما سپاسگزارم.اما ابتدا از حال خودم شروع کنم منی که وارد کنگره60شدم باحال خراب.باحال خراب که نه فقط آقای مهندس سه ماه پیش به من گفتند خدا خیلی به مارحم کرد.گفتم چطور مگه ؟گفتند همین که از تریاک اومدیم بیرون .گفتم آقای مهندس شاید خدا به شما نگا کرده ولی به من نگاه ویژه کرده من شیشه ای بودم من شیشه رو به صورت خوراکی مصرف میکردم همینطور که آقا رضا گفتن من روزی 60،70کیلو گردو میفروختم کیلویی 10،12تومن حساب کن چقدر میشد اون موقع ،فقط از اون 50تومن میاوردم خونه فکر کنم سال93بود من درآمد یک روزم 700هزار شدکه گوشی لمسی تازه مدشده بود که درعرض یه روز که کار کردم دادم گوشی خریدم ،من شیشه و هروئین رو واقعا دیگه خوراکی مصرف میکردم دیگه حالی برام نمونده بود.شاید اینو خیلی از مادرا که در سفر اول هستن بگن که آیا مسافر ماهم میتونه ب سفر دوم برسه .نمیخواییم حالا راهنما یا خدمتگذارباشه آیا میتونه ؟بله میتونه همونطورکه من تونستم همونطور که من تونستم 10ها بار از خودکشی دست بکشم همونطور که کپسول رو باگاز مایعش برعکس کردم تاخودمو آتیش بزنم من همونم که چند تا دیازپام خوردم تا خودکشی کنم دیگه به هر راهی زدم خودمو نتونستم .یه خانمی یارگلی بود تو مطب که به من گفتن شما باید بری کنگره!گفتم کنگره معتادخونست .گفت اونجا اکثرا تریاک مصرف میکنن ولی خودتون شیشه ای هستید اونجا یه جرقه ای به ذهنم خورد گفتم باشه میرم همین خانومم همسفرم دستشون درد نکنه خیلی منو حمایت کردن به من 4ماه فرصت داده بود دیگه طاقت نداشت هر روز زنگ میزد برادرم که تو حفاظت اطلاعات بود هرروز درگیری و دعوا ،4ماه بهم فرصت دادمیگفت یا ترک میکنی یا....گفتم چشم خودمو هرروز زندانی میکردم به بهانه ترک ک همه چی مصرف میکردم تا قرص و.. شاید خیلی هابگن شیشه و هروئین کجا و شیره وترباک کجا!؟وقتی کسی که دیگه کارش سخت میشه و راهشو گم میکنه دیگه نمیتونه راهشو پیدا کنه دیگه به هرموادی میوفته منم از جمله اون آدمایی بودم که دیگه هیچ راهی نمونده بود واسم 10هابار موتورمو بخاطر بی پولیم فروختم و گفتم میخوام باز بخرم الان زمستونه وبه دردم نمیخوره و یا خونه رو سنگ نمیکردم میگفتم عیب نداره در آینده .گفتم آقای مهندس شماواقعا به من به کل کشور خدمت کردید حتی از خارج کشور میان .منی که الان نشستم اینجا من الان دوماهه میام من سفر اولمو که آقا رضا گفتن گفتم بهشون من شمارو میخوام انتخاب کنم دیدم یه استرس و ترس اومدسراغش.گفتن من سختگیرم گفتم سختگیراز شیشه هستی ؟گفت باید سی بنویسی مشارکت کنی وادی بنویسی...گفتم چشم.همون روز که اومدم کنگره سی دی نوشتن رو رد نکردم و همیشه سر وقت میومدم اکثرا ساعت3. خانومم چون بچه هام کوچیک بودن نمیتونست بیاد ولی من ساعت3میومدم و خدمت میکردم صندلی هارو مرتب میکردم سالن رومیشستم نوشتارمیخوندم و بعداینکه سفر دوم شد و خداوند این لیاقت رو داد که درکنار مهندس نه باغبون بلکه به عنوان خدمتگذار هستم.باغبون خیلی بالاتره از خدمتگذاره.همیشه هم دوست دارم به عنوان خدمتکارمهندس باشم چراکه خدمت کرده بهم و آقای مهندس باعث شدن که در کنار خانوادم باشم.باور کنید میشد من روزی از داروخانه نیستاتین میخوردم تا زبونم از درد بیوفته،روزی یه سرم وصل میکردم تا شکمم از درد بیوفته بخاطر مصرف شیشه.ولی الان من 17،18ساعت به جایه اینکه مواد بکشم کار میکنم.روزی 7تن سیب خورد میکردم تو7ماه.آقای مهندس گفت مهدی کنگره میری؟گفتم نه.گفت کنگره نری که به درد من نمیخوری،گفتم چشم آقای مهندس از کی برم؟گفتن از همین یکشنبه میری گفتم چشم.خواستم برم که گفتن نه این یکشنه نرو هفته بعدش برو.گفتم آخه نمیشه آقای مهندس و خلاصه گفتن نه هفته بعد باید بری ...5ماه دیگه اصلا نتونستم حتی به خونه هم نرفتم 5ماه فقط میرفتم یه دوشی میگرفتم و برمیگشتم یا مراسمی دعوت میکردن میرفتم و برمیگشتم فرصت نفس کشیدن نداشتم گفتم آقای مهندس برم کنگره؟گفتن نه!هرموقع سرت خلوت شد ان شاا...میری.گفتم دوست دارم برم کنگره ها.الانم اومدم تا ان شاا...تا فروردین درکنار شماباشم اگه آقای مهندس اجازه دادن و تونستیم در کنگره باشیم و قول میدم ان شاا...یه راهنمای خوب باشم و در کنگره خدمت کنم وقتی تازه وارد کنگره شدم کمک راهنمام بعد چندماهی بهم گفتن که تلاش کن واسه اینکه کمک راهنمابشی خیلی هم دوست داشتم.هیچ فرقی نمیکنه خدمت ،خدمت هست.تو آبدارخونه خدمت کنم یا نگهبان واستم یاهمینجا خدمت کنم فرقی نمیکنه.از جناب آقای مهندس عزیز تشکر میکنم از خانواده محترمشون از ایجنت محترممون آقای خدامی ،از تک تک شماها...واقعا من اون موقعی که میومدم تازه میدیدم همسفرانی گریه میکنن بخاطر اعتیاد همسرشون بچه هاشون من تازه اون موقع فهمیدم چه کارایی کردم الان بچه ها از مشارکت میترسن...ولی من،با صلوات میومدم نمیدونستم دیگه چی میگم شاید روزی دوبار مشارکت میکردم ولی امیدوارم همه سفر اولی ها به سفر دوم برسن و از یه خواهر زادمم یه گله ای داشتم که مسافرشون رو فرستادم کنگره و بهشون گفتم (که الان همینجا نشسته)بهش گفتم بال پروازش باش نه اینکه ولش کنی بگی بره ،کمکش کن الان بخاطر من این جلسو اومده ولی امیدوارم بخاطر مسافرشون بعد این بیان امیدوارم بعد این بیاد همینطور همسفرم به من 4ماه فرصت داده بود و به 4روزم نکشید و اومدم و راه کنگره رو پیداکروم .منه شیشه ای منه داغون له شده به آقای مهندس گفتم شاید به شما نگاه کرده ولی خدامنو بغل کرده دعوت کرده خونش . آقا رمضان اینجاست الان من موادمو کشیدم و اومدم پیشش حدود ساعت 9،10 اون موقع کنگره اون موقع برگزارمیشد .گفتم من میام ولی باجناقم نباید بیاد گفت چطور بگم؟گفتم من نمیدونم .گفت اون مگه مواد نمیکشید؟گفتم چرا ولی اون نباید بیاد تامن بیام.ولی دستشون درد نکنه دستشونومیبوسم واقعا بهم خدمت کردن به من امید دادن تا بیام از همسفرعزیزم و راهنمایه همسفرم (همسفرم میگفت تواین سرما واسه چی پارک میری میخوای چیکارکنی ول کن.این حرفو بهم گفت ولی یکبار اومد کنگره حالا نمیدونم راهنماش چطوری تشویق کرده که این کلید رو چجوری پیدا کرده حالا یه هفتس روز شماری میکنه جمعه بیاد پارک منم چندروزی به همسفرم فرصت میدم که راه کنگره رو پیدا کنه و بیاد کنگره و ازاینکه به صحبت هایه من گوش کردید متشکرم. سخنان کمک راهنما: سلام دوستان فاطمه هستم کمک راهنمای یه همسفر. منم به نوبه خودم سومین سال رهایی آقا مهدی رو به خودشون و آقا رضا تبریک عرض میکنم و همینطور به خانم رقیه عزیزم و گل پسراشون و امیدوارم مستدام باشن ولی خب ماشاید همینطور ساده میگیم 3سال!3سال رهایی !چون خیلی برامون عادی شده چون هرهفته شاهده صدو خورده ای رهایی هستیم امابیرون از کنگره آرزوشونه که بیان ...ودر باورشون نمیگنجه که یه ماه رهایی و (رهاییه کنگره رو میگم باحال خوش بدونه مواد )اصلا زبانم قاصره که چی بگم درمورد رهایی هایه کنگره .امیدوارم بتونیم این همه خدمتی که کنگره درحق ماکرده رو یکشنبه بتونیم ادا کنیم چون من مشارکت شرکت نکردم همینجا درمورد گلریزان امیدوارم ماهم بتونیم دینمون رو ادا کنیم باهمین خدمت هایه کوچیک و به قول مهندس که خدمت جانی و مالی که بتونیم و کمک هایه کنگره و راهنماهامون که در حقمون کردن رو ادا کنیم .



آرزوی مسافر مهدی : آرزو می کنم که همه سفر اولی ها به سفر دوم برسندتا دل مادرانشان شاد شاد باشد


اهدای هدایا 





























مرزبان کشیک : مسافر بهرام 


مهماندار : مسافر حمید 


نگهبان نظم : مسافر 


عکاس : مسافر محمدرضا


راهنمای تازه واردین : مسافر مهدی 


مسئول نشریات : مسافر محمد باقر 


پارکبان : مسافر بهمن 




تایپ گزارش : مسافر محمدرضا

تنظیم گزارش : مسافر مظاهر

وبلاگ نمایندگی حکیم هیدجی



Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولد ها، رهایی ها، کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران روز پنج شنبه و گزارش تولد، مناسبت ها،


لینک های مرتبط: روزهای پنج شنبه،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امیر دوشنبه 25 آذر 1398 23:30
تبریک میگم به آقا رضا و بخصوص به آقا مهدی و خانواده محترمشان, مستدام باشید.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic