کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰
شنبه 1 اردیبهشت 1397 ساعت 09:37 | نوشته ‌شده به دست امیر نجاتی | ( نظرات )
هفتمین جلسه از دوره ی بیست و پنجم از سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران در شعبه " نمایندگی حکیم هیدجی " با دستور جلسه " وادی هشتم " با استادی آقای امین دژاکام دیده بان محترم جهان بینی و آموزش و با نگهبانی آقای ارسلان  و دبیری آقای محمد  در روز یکشنبه مورخه ۹۷/۱/۲۶ راس ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.


سخنان استاد :

باعث سعادت و خوشبختی است که در جمع شما عزیزان در نمایندگی حکیم هیدجی هستم و امیدوارم که حال همه شما خوب باشد و بخصوص کسانی که سفر میکنند امیدوارم در سفرشان موفق باشند و برای خانواده آنها آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم که در این مکان به آرامش برسند و پیوند محبت بین همه روز به روز محکم تر و بیشتر شود. مکانی که خاصیت آرامش و شفا دهی دارد به نوع ساختمان وابعاد  و آجرهای آن نیست , بلکه به دلهای کسانی که در آنجا حضور دارند و هرچقدر اینها به هم نزدیک باشند خاصیت شفادهی پیدا کرده و مکانی امن میشود.

 



هر انسان در درون خود یک قطب نما دارد و آن قطب نما بدون تردید با حس انسان کار میکند. برای اینکه این قطب نما خوب کار کند باید حس به اندازه کافی پالایش شده باشد.جایگاه حس در قلب یا همان دل انسان ها می باشد ،بنابراین خیلی مهم است که به قلب و دل توجه شود که در مسیر درست حرکت کنند و انسان به پالایش خود توجه کند. من خودم با تجربه به این نقطه رسیده ام که با تفکرترین انسانها ، با تجربه ترین ، با استعدادترین انسان اگر حس اش آلوده باشد کاملا کارایی و توانایی خودش را از دست می دهد و کاملا معکوس عمل می کند. شما می دانید که حس اولین نیروی به کار افتادن قوه عقل است و انسان با تعقل و تفکر مسائل را حل می کند ولی اگر حس آلوده شود تمامی رشته هایی که انسان انجام داده پنبه می شود و مثال آنهم ساده است مثل همان ماشینی خیلی پیشرفته که اگر فقط سوخت آن  دستکاری شود با بهترین تکنولوژی و بهترین امکانات قادر نیست کار کند ، در واقع به چه راحتی میشود که کارایی یک خودروی پیشرفته از بین برود و دقیقا نیروهای منفی هم روی همین قسمت کار می کنند ، نیروهای منفی بلد هستند که چگونه  حس انسان را آلوده بکنند و زحمت زیادی ندارد ولی انسان با تلاش و آموزش و با آن چیزی که ما می گوئیم تزکیه و پالایش و سخت و دشوار می باشد چون فرآیندی است که انسان طی میکند و همیشه از تاریکی انسان روشنایی را می بیند ، از حس آلوده انسان می تواند شروع کند و به حس پالوده و پالایش یافته برسد و اینها برای ما خیلی شناخته شده نیست ولی وقتی انسان توانست آن ترکیب ها را از هم جدا کند و ناخالصی ها را از خالصی ها جدا بکند یک توانایی پیدا می کند که اگر حس اش خواست آلوده بشود براحتی اجازه نخواهد داد. من خودم به این قضیه که قطب نمای درونی ام خوب کار کند توجه می کنم اگر قطب نما خوب کار نکند بهترین نقشه و بهترین استاد را هم داشته باشیم نمی توانیم استفاده کنیم. من خودم در زندگی از موهبت استاد های خوب برخوردار بوده ام ولی آنچیی که باعث میشود افسوس آن زمان را بخورم این است که آن زمان حس من آلوده بود بنابراین نتوانستم از محضر آنها ، از دانش و کلاس آنها استفاده کنم و الان متوجه اشتباه خود می شوم، چون آن زمانی که استاد می خواست مطالب را به من منتقل کند من در فکر این بودم که چگونه خودم را به استاد ثابت کنم.در وادی هشتم به اولین داستانی که می رسیم ابلیس می خواست خودش را ثابت کند چون ابلیس  به این قضیه باور داشت که از انسان خیلی بالاتر است و به این قضیه قلبا اعتقاد راسخ داشت و حتی زمانی که خداوند ا او می پرسد که چرا اطاعت نکردی خیل مستقیم جواب می دهد که من برتر هستم و از جنس خیلی بهتری هستم . بعد ابلیس از خداوند فرصت می خواهد که خداوند می فرماید فرصت داری که آنچیزی که در ذهن داری را انجام بدهی و ابلیس تلاش مکند که دوباره ثابت کند که بهترین است. در آنجا داستان ابلیس شروع می شود و آغاز تاریکی است و این تاریکی ادامه دارد و چه اتفاقی برای ابلیس افتاد؟ ابلیس تکبر پیدا کرد و بخاطر مسئله اینکه باور داشت بهتر است و بیماری داشت. واینطور موجودات هستند که می توانند مشکلات خود و گره خود را به دیگران انتقال دهند ، یعنی کسانی که اشتباه فکر می کنند و بر این باور هستند که حق با آنها است و درست فکر می کنند. اصلا شعبده تاریکی همین است و اگر از کسی بپرسند که چطور میتوانید تشخیص دهید که  شخصی حس اش آلوده است یا نه می توانید این سوال را از خود بپرسید که اگر کسی فکر کند که همیشه درست می گوید و هیشه حق با اوست و مطمئنا گوید که جزء نیروهای الهی است همان جاست که حس اش آلوده شده و از این قضیه خارج شده است و اگر شما بین دیکتاتورها بروید یا کسانی که خرابی های زیادی بوجود آورده اند ، به این موضوع جالب می رسید که آنها بر این باور بودند که از طرف خداوند آمده اند که تغییراتی را ایجاد کنند ، مثل ناپلئون ، هیتلر و خیلی از کسان دیگر.







همیشه کسانی که همواره حواسشان به خودشان است و مرتب خود را چک می کنند که از مسیر راه درست خارج نشوند می توانند در مسیر صراط مستقیم باقی بمانند. در همه موارد اینطور است. به عنوان مثال آقای مهندس وقتی میخواهند کاری را انجام بدهند مدام آن کار را چک میکنند , انسانهای دیگر هم هستند که اینطور هستند. مثلا افرادی که یک شرکت یا کارخانه راه اندازی میکنند , برخی بعد از ساخت با خود میگویند تمام شد ولی برخی دیگر در تمام موارد مثل ساخت ساختمان , کارمندان آن شرکت بررسی های مداوم انجام میدهند , و کسی که مدام این بررسی ها را انجام میدهد در صراط مستقیم قرار دارد.
حالا داستان ابلیس شروع میشود و این مسئله را به انسان منتقل میکند و مسئله چی بود , برتری ابلیس نسبت به انسان , و انسان این بیماری را از ابلیس میگیرد و سفر خود را در ظلمت و تاریکی شروع میکند. در وادی هشتم ما متوجه اشتباه خود میشویم و باید این مسیر را برگردیم و در صراط مستقیم قدم بگذاریم تا برگردیم به جای اول که بودیم. چون در ابتدای خلقت وقتی انسان آفریده شد وبه او اختیار داده شد یعنی همان وقت که از کارخانه بیرون آمد همه چیز درست کار می کرد تمام ویژه گی ها را داشت,  حس اش خوب بود حالش خوب بود و.در واقع در بهشت بود منظور در بهشت بودن همان خوب کار کردن خمر او بود یا خوب بودن سیستم ایکس او , چشمه عقل و تصمیم گیری  و عشق و ایمان همه درست کار میکردند ولی تا جایی که ابلیس آمد و آن بیماری را به انسان منتقل کرد و گفت میخواهی چیزی به تو بدهم که حالت از این بهتر شده و نیروی تو چند برابر شود? در صورتی که فرمان این بود که انسان از شجره خبیسه استفاده نکند , و جالب اینجاست که وقتی انسان از آن درخت استفاده میکند در ابتدا یکسری از توانایی هایش بیشتر میشود و ابلیس هم اولش را درست گفته بود ولی بعدش را نگفته بود که جایگزینی اتفاق می افتد و همه چیز خراب میشود. این اتفاق می افتد و عقل و خمر و ایمان و همه چیز از مسیر خود خارج میشوند تا بعد. یعنی رانده شدن انسان از بهشت همان درست کار نکردن خمر بود و نیازی به بیرون کردن او از بهشت نبود , کسی را از کنگره بیرون نمیکنند . کسی که به موقع در جلسات حضور ندارد,  تکالیف را انجام نمی دهد و به حرف راهنمای خود گوش نمیکند و کاری را که خودش دوست دارد را انجام میدهد به نقطه ای نرسد که پای به کنگره آمدن  را نخواهد داشت, یعنی آن احساس و ارتباطی که در ابتدای آمدنش به کنگره را داشت و با یک ذوق و شوق خاصی می آمد و سفر میکرد بعد از اینکه حس اش آلوده شد و خمر ش بهم ریخت دیگر آن شوق و اشتیاق وجود ندارد و فرد خودش دیگر از سفر کردن در کنگره منصرف میشود . انسان هم همینطور است , خودش به نقطه ای رسید که دیگر از آن موهبت ها و از آن نعمت هایی که خداوند در اختیارش گذاشته بود دیگر نتوانست بهره مند بشود. وقتی خمر کار نکند , من خودم این را تجربه کرده ام ,  خمر کار نکند , انسان در بهترین هتل ها در زیبا ترین مکان ها , و بهترین مراکز تفریحی دنیا می رود ولی مثل یک تیکه گوشت به دور خود می چرخد.
 هیچ لذتی نمی تواند ببرد و هیچ چیزا برایش مهم نخواهد بود , هتل شبی ۴۰۰ دلار و استخر و سونا یا موج سواری و غیره هیچ ارزشی برایش ندارند و نمی تواند از آنها بهره مند شود .  حالا اینجا وادی هشتم کاری که می خواهد انجام بدهد این است که می گوید اگر میخواهی آن سیستمی که از تعادل خارج شده دوباره به تعادل خود برگردد , بایستی آن پیمانی که انسان در روز الس با خداوند بست را دوباره احیاء کند و شروع کند در حد توان خودش در جهت فرامین حرکت کند , چون انسان در آنجا پیمانی که بسته است را از یادش میرود و حالا باید دوباره آن پیمان را تشدید کند و احیاء کند  و حرکت کند و این حرکت در جهت همان سیستم ایکس و سیستم خمر است که از تعادل خارج شده است. 
حالا در مورد مسافران با مصرف مواد مخدر از تعادل خارج شده و در مورد همسفران با حرص خوردن و طرز افکار و اندیشه آنها , در هر صورت فرقی نمیکند چون در هر صورت سیستم ایکس از تعادل خارج شده است . و در اینجا سفری که آغا ز میکند نکته مهمی وجود دارد , باید حسابش صفر شود , یعنی اگر انسان میخواهد برگردد مسیری که طی کرده , بدون اینکه خسارت هایی را که وارد کرده و آسیب هایی که به خود و دیگران زده نمی تواند برگردد. مثل کسی که به بانک بدهکار است و میخ اخذ حساب جدید باز کند , ود بانک به او میگویند تا زمانی که حساب قبلی شما صفر نشود به شما چک یا حساب جدید نمی توانیم بدهیم و امکان پذیر نیست. بنا براین وقتی که در این موقعیت قرار میگیریم و شروع به حرکت می کنیم بعضی مواقع پشت یکسری چراغ قرمز ها گیر میکنیم , و بعضی مواقع احساس میکنیم که خیلی اتفاق هانی افتد و ما درجا میزنیم و نمی توانیم حرکت کنیم , اینجا همانجایی است که حسابهای ما دارد صفر میشود , در واقع همان جبران خسارت به خانواده یا کس دیگر حتی جبران خسارت به خودش است . و مهمترین جبران خسارت انسان به خودش است , اگر این را توانست متوجه بشود و توانست جبران خسارت را در مورد خودش پیاده کند نی تواند در مورد دیگران نیز جبران خسارت بکند. نمیخواهم زیاد وقت دوستان را بگیرم و اینکه دوستان نیز در این مورد مشارکت کنند ولی مهمترین چیزی که وجود دارد این است که انسان اگر میخواهد به حال خوش و تعادل برسد هیچ راهی به غیر از برگشت از راهی که به سمت تاریکی  رفته وجود ندارد , باید همان راه را برگردد و حساب خود را تسویه کند , حالا یک نفر تاعمق طبقه دوم جهنم در تاریکی  رفته باید دو طبقه به سمت بالا حرکت کند تا به صفر برسدو کس دیگر تا طبقه پنجم در عمق تاریکی فرو رفته باید پنج طبقه به بالا حرکت کند و به تعادل برسد و یکی تا طبقه هفتم تاریکی فرو رفته و باید هفت طبقه برگردد و باید بیشتر تلاش بکند و زحمت بکشد . پس بنابراین در کنگره هم وقتی سفر میکنیم هیچ کس نباید خودش را با دیگران مقایسه کند ,  مثلا بگوئیم  فلانی شش ماهه حالش خوب شد پس چرا حال من خوب نشد ,  آن چیزی که به عهده من است و باید خودم انجامش دهم تلاش من است , حالا ممکن است مسیر من طوری باشد که باید شش سال زحمت بکشم , هم در سفر اول زحمت بکشم و هم در سفر دوم که حالم خوب بشود و یکی دیگر کمتر مسیر طی میکند تا به حال خوش برسد . پس بنابراین هیچوقت نباید در سفری که انجام می دهیم دائما خودمان را با دیگران مقایسه کنیم چون ممکن است آنموقع حس مان بهم بریزد. ولی قطعا کسی که بدای خارج شدن تلاش میکند قطعا روزی به حال خوش و رهایی و تعادل خواهد رسید و این برو برگردی ندارد , حالا یکی زودتر یکی دیگر کمی دیرتر  , فقط مهم این است که چقدر بتوانیم این مسائل و اصول را رعایت بکنیم . از اینکه در کنار شما هستم خیلی خوشحالم و جلسه را برای مشارکت تمام میکنم.






و در آخر از مرزبانان قدیم همسفران و مسافران تشکر و تقدیر بعمل آمد و مرزبانان جدید پیمان بستند که در جایگاه خود خدمتگزار واقعی بوده و با همه با مهربانی رفتار کنند. همچنین شال مرزبانی توسط دیده بان های محترم آقای امین دژاکام و آقای خودامی به مرزبانان اهدا شد.



























































مرزبان کشیک : مسافر علی



مهماندار : مسافر محمود




نگهبان نظم : مسافر محمد





میکروفون گردان : مسافر مهدی





پارکبان : مسافر محمد علی





تهیه و تنظیم گزارش: مسافرامیر از لژیون 11
وبلاگ حکیم هیدجی


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران روز پنج شنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سحر همسفر محمد سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 16:15
باعث سعادت و افتخارمونه استاد جهان بینی تو شعبه مون حضور پیدا کردن و سپاس فراوان بابت مطالب جهان بینی .خداقوت به مرزبانان قسمت مسافران .خدا قوت ودستمریزاد به خانم اکرم عزیز بابت مدیریت شون قسمت مرزبانی .تبریک به مرزبانان جدید
جمعه 31 فروردین 1397 14:44
خدا قوت سپاس
عباس رجبی جمعه 31 فروردین 1397 14:28
عرض خداقوت به استاد جهانبینی دیده بان محترم آقای امین و همینطور لژیون مرزبانی دوره هشتم و عرض تبریک به مرزبانان دوره نهم.
مسئولین وبلاگ خداقوت
علی گروسی جمعه 31 فروردین 1397 14:23
خدا قوت میگم به مرزبانان دوره هشتم عباس اقا.اقاامیرمحسن.اقافرهاد.اقاناصر.اقاصمد و بهترین ها را براتون آرزو دارم .و همچنین در قسمت همسفران خدا قوت و تبریک میگم به مرزبانان دوره هشتم و دوره نهم
بهزاد جمعه 31 فروردین 1397 13:13
خدا قوت امیر جان
علی محسنی جمعه 31 فروردین 1397 12:49
سلام خدا قوت به خدمت گذاران کنگره
فرهادصالحی جمعه 31 فروردین 1397 12:04
باارزوی توفیق برای مرزبانان دوره نهم امیدوارم که درخدمتتان هرروزبهترازدیروزتان بدرخشید دوستدارتان فرهادمعراج///ازوبلاگ نویس عزیزامیر هم کمال تشکر را دارم
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic